آنچه از مجموع این تحرکات برمی‌آید، شکل‌گیری نوعی تعلیق راهبردی است؛ وضعیتی که در آن، آمریکا نه به‌دنبال مصالحه بزرگ با چین است و نه خواهان تقابل نظامی.

چین آمریکا

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: در حالی که تنش‌های واشنگتن و پکن در ظاهر فروکش نکرده، مجموعه‌ای از گزارش‌ها و تحلیل‌های تازه در رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی نشان می‌دهد آمریکا عمدا از ورود به تقابل نظامی مستقیم با چین فاصله گرفته و به‌جای آن، راهبردی فرسایشی و چندلایه را دنبال می‌کند؛ راهبردی که هدفش نه شکست فوری چین، بلکه محدودسازی قدرت مانور آن در بازه‌ای بلندمدت است.

ایالات متحده در هفته‌های اخیر بار دیگر تاکید کرده که به دنبال «درگیری نظامی با چین» نیست، اما همزمان نشانه‌های روشنی از بازآرایی سیاست بازدارندگی خود بروز داده است. گزارش‌های منتشرشده در فارن افرز و فایننشال تایمز نشان می‌دهد که واشنگتن به این جمع‌بندی رسیده که هرگونه جنگ مستقیم بر سر تایوان یا دریای جنوبی چین، نه‌تنها پرهزینه و غیرقابل‌کنترل است، بلکه می‌تواند برتری نسبی آمریکا را در سایر جبهه‌های جهانی تضعیف کند. به همین دلیل، تمرکز از «بازدارندگی سخت» به سمت مهار تدریجی و چندسطحی تغییر کرده است.

در این چارچوب، فروش تسلیحات به تایوان همچنان ادامه دارد، اما با الگوی متفاوت. برخلاف سال‌های گذشته که فروش‌های بزرگ و نمادین در دستور کار بود، اکنون بسته‌های کوچک‌تر، تخصصی‌تر و پیوسته‌تر ارسال می‌شود؛ رویکردی که به‌گفته تحلیلگران بروکینگز، هم توان دفاعی تایوان را حفظ می‌کند و هم از عبور از خطوط قرمز علنی چین پرهیز دارد. این تغییر نشان می‌دهد هدف آمریکا دیگر تحریک بحران فوری نیست، بلکه افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی چین در بلندمدت است.

مهار شبکه‌ای به‌جای تقابل مستقیم

یکی از ویژگی‌های اصلی راهبرد جدید آمریکا، اتکا به شبکه‌ای از فشارهای غیرمستقیم است. واشنگتن به‌جای تکیه صرف بر نهادهای بزرگ و پرهزینه‌ای مانند ناتو، به سمت اتحادهای کوچک‌تر، انعطاف‌پذیرتر و منطقه‌ای حرکت کرده است. گزارش‌های مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی نشان می‌دهد که همکاری‌های امنیتی آمریکا با ژاپن، فیلیپین، استرالیا و هند وارد فاز عملیاتی‌تری شده، بی‌آنکه الزاما با ادبیات تقابلی علیه چین همراه باشد.

همزمان، حضور دریایی آمریکا در نقاطی مانند دریای سرخ، اقیانوس هند و تنگه‌های کلیدی، بخشی از همین پازل مهار شبکه‌ای است. این حضور، به‌زعم تحلیلگران پولیتیکو، بیش از آنکه مستقیما متوجه چین باشد، با هدف کنترل مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت جهانی طراحی شده؛ مسیری که چین به‌شدت به آن وابسته است. در این منطق، مهار چین نه با شلیک، بلکه با مدیریت گلوگاه‌ها دنبال می‌شود.

بعد اقتصادی این راهبرد نیز کم‌اهمیت‌تر از بخش نظامی نیست. محدودیت‌های فناوری، کنترل صادرات تراشه‌ها و فشار بر زنجیره‌های تامین، همچنان ادامه دارد، اما لحن رسمی دولت آمریکا از «جنگ اقتصادی» فاصله گرفته و به «مدیریت ریسک» تغییر کرده است. این تغییر لحن، به‌گفته تحلیلگران فارن افرز، تلاشی است برای جلوگیری از همگرایی کامل چین با روسیه و کاهش انگیزه پکن برای اقدامات تهاجمی ناگهانی.

نه جنگ، نه مصالحه؛ تعلیق راهبردی

آنچه از مجموع این تحرکات برمی‌آید، شکل‌گیری نوعی تعلیق راهبردی است؛ وضعیتی که در آن، آمریکا نه به‌دنبال مصالحه بزرگ با چین است و نه خواهان تقابل نظامی. گزارش‌های اخیر نیوزویک تأکید می‌کنند که واشنگتن عمداً در حال خرید زمان است؛ زمانی برای بازسازی توان صنعتی، ترمیم اتحادها و عبور از فشارهای داخلی، در حالی که چین نیز با مشکلات اقتصادی و جمعیتی خود دست‌وپنجه نرم می‌کند.

در این چارچوب، بحران تایوان همچنان به‌عنوان نقطه کانونی باقی می‌ماند، اما نه لزوما به‌عنوان جرقه جنگ. سیاست رسمی آمریکا حفظ «ابهام راهبردی» است؛ سیاستی که نه تعهد صریح به مداخله می‌دهد و نه عقب‌نشینی را اعلام می‌کند. به‌گفته تحلیلگران، این ابهام دقیقا همان چیزی است که هزینه تصمیم‌گیری نظامی را برای پکن بالا نگه می‌دارد.

جمع‌بندی تحلیل‌های اندیشکده‌ها نشان می‌دهد که آمریکا در حال ترسیم الگویی است که می‌تواند سال‌ها ادامه یابد: فشار مستمر، بدون انفجار؛ بازدارندگی، بدون اعلام جنگ. راهبردی که اگرچه فاقد هیجان خبری فوری است، اما می‌تواند نظم قدرت در آسیا و حتی فراتر از آن را به‌تدریج بازتعریف کند. در این بازی بلندمدت، هدف واشنگتن پیروزی سریع نیست؛ هدف، جلوگیری از باخت است.

کد خبر 1011827

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار آمریکا

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha